اوقات فراغت

غول چراغ جادو و آخرین آرزو

یک روزمسئول فروش، منشی دفتر و مدیرشرکت برای ناهار به

سمت سلف سرویس قدم می زدند.

ناگهان چراغ جادویی روی زمین پیداکرده،

آن را لمس می کنندوغول چراغ ظاهرمی شود. غول میگه:

من برای هرکدام ازشمایک آرزو رابرآورده میکنم...

منشی می پره جلو ومیگه: « اول من، اول من!...

من میخوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک وهیچ نگرانی وغمی از

دنیانداشته باشم. »... پوووف! منشی ناپدیدمیشه...


سپس مسئول فروش می پره جلو ومیگه: « حالا من ،حالا من!... من میخوام توی هاوایی

کنارساحل لم بدم، یه ماساژورشخصی داشته باشم و یه منبع بی انتهای نوشیدنی

خنک وتمام عمرم حال کنم. » ... پوووف! مسؤل فروش هم ناپدیدمیشه...


سپس غول به مدیرمی گوید:حالانوبت توئه... مدیرمیگه: « من می خوام که اون دوتا

هردوشون پس ازناهار توی شرکت باشن » !


نتیجه اخلاقی اینکه همیشه اجازه دهید اول رییس تان صحبت کند!

 
 

علت خلقت مگس؟

غلامي کنار پادشاهي نشسته بود. پادشاه خوابش مي آمد، اما هر گاه چشمان خود را مي بست تا بخوابد، مگسي بر گونه او مي نشست و پادشاه محکم به صورت خود مي زد تا مگس را دور کند.

مدتي گذشت، پادشاه از غلامش پرسيد:«اگر گفتي چرا خداوند مگس را آفريده است؟» غلام گفت: «مگس را آفريده تا قدرتمندان بدانند بعضي وقت ها زورشان حتي به يک مگس هم نمي رسد.»

 
 

بیمارستان کودکان در هیوستن آمریکا (عکس)

bimarestan-amrika

 

جابجایی چند ساعته انشتین با راننده اش؟

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت. به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!
 
 

صفحه 1 از 4

mod_vvisit_counterامروز574
mod_vvisit_counterدیروز956
mod_vvisit_counterاین ماه18978
mod_vvisit_counterکل بازدیدها145000

پرداخت آنلاین- انتقال وجه

1sefareshtarahisite

2nahie-karbari

3sefaresh-hostdomain

4estelam-gheymatdesign

5sefaresh-tabligh-gogl

عضویت در خبرنامه

بازدیدکننده محترم با عضویت در خبرنامه از اخرین تخفیف ها مطلع شوید




خدمات فهرست:

b3

b4

paypal_charge

200mb


banne-ramlak

banner-school

Web Analytics